اواسط بهمن ماه گذشته بود که چند تا از دوستان خانوادگیمون تو یه کاروان کربلا ثبت نام کردند که تو ایام عید برن زیارت. از اون جایی که همسر من هم خیلی با همسر دوستانم جور بود، به من اصرار کرد که ما هم بریم. این اصرار ها اواخر بهمن کارساز شد و از اون جایی که اول اسفند تولد همسر بود، من به عنوان کادوی تولد، ثبت نام رو انجام دادم. 

با گذشت چند روز، و بیشتر شدن احتمال جنگ و همچنین گرون شدن هزینه سفر و دلایل دیگه، من هزینه سفر رو واریز نکردم و از سفر انصراف دادم.  شاید بشه گفت یه جورایی هدیه تولد رو پس گرفتم. میدونم کار خیلی زشتی کردم، ولی به نظرم کار عقلانی بود. همین شد که همسر به قهر کبری رفت. 

کمتر از یک هفته از انصراف از سفر، جنگ شروع شد. همون روز جنگ، نیم ساعت قبل از شروع جنگ، دوستان من پول رو واریز کرده بودند. جنگ که شروع شد و من از محل کار برگشتم خونه، یکی از اولین جمله هایی که به همسر گفتم، همین بود که : دیدی گفتم جنگ میشه پولمون به چخ میره. 

واقعا اگه جنگ نمیشد همسر چه بلایی یه سرم می‌آورد!؟