تلنگر
8 اردیبهشت · · خواندن 1 دقیقه چند تا پست قبل یه اتفاقی رو تعریف کردم که پسرم از کیسه بوکس آویزون شد که تاب بخوره و کیسه بوکس به میل بارفیکس آویزون بود و میل بارفیکس کنده شده و پخش زمین شد. و اینکه کیسه بوکس رو تو دیوار فروختم و حالا ادامه ماجرا
پریروز میخواستم میل بارفیکس رو بندازم دور، ولی به دلم افتاد بزارمش توی دیوار، شاید کار کسی رو راه انداخت.وقتی آگهی رو تو دیوار ثبت گردم چند نفر پیام دادند . بعضی ها هم تیکه انداختن. یکی گفت بزارش سرکوچه من پولشو بهت میدم. واقعا هم از عکس مشخص بود میله بار فیکس خیلی داغونه. به طرف گفتم که بزارم سر کوچه میره تو ضایعات. ولی ممکنه کسی نیاز داشته باشه.
دیروز یه نفر پیام داد و قیمت رو پرسید. گفتم اگه لازم داری بیا ببر مجانی. امروز پیام داد .گفت سرکاری نباشه، به پسرم قول دادم، میخوام بیام ببرمش. و یه مسیر نسبتا طولانی رو با مترو اومد و گرفتش
بعد از اینکه گرفتش و رفت خیلی متاثر شدم. به خودم گفتم چیزی رو که من دارم دور ميندازم، آرزوی یه نفر دیگست. شرمنده شدم در برابر خدا که با این همه نعمتی که بهم داده، بازم طلبکارم ازش